X
تبلیغات
رایتل

Frida`s plastic world

I paint my own reality.I paint bcuz I need to. I paint whatever passes through my head without any other considerationIiI II

آنتونوف ِ مرگ

بدن های متلاشی شده...چشم های خالی که معلوم نیست به کجا نگاه می کنند...دست هایی که هرکدام یک طرف را نشان می دهند و پاهایی که هر کدام انگار دارند جایی می روند...


این که ریتا و Eve نیستند و کی برود ؟..."باران"!


نه من از مرگ نمی ترسم...نه انفرادی اش و نه جمعی اش!

...من از مرگ غمگین ام.

فقط.


جان می دهم تا بعد از ظهر...

تاریخ ارسال: یکشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 12:03 ب.ظ | نویسنده: Frida | چاپ مطلب 13 نظر